از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٣ - وارد شدن عمر بن سعد به سرزمين كربلاء و قاصد فرستادنش نزد امام عليه السلام
وارد شدن عمر بن سعد به سرزمين كربلاء و قاصد فرستادنش نزد امام عليه السّلام
چنانچه قبلا گفته شد در روز سوّم محرّم الحرام سال شصت و يك هجرى عمر بن سعد ملعون با چهار هزار و بنابر روايتى با شش هزار نفر وارد سرزمين كربلاء شد و به گفته ابى مخنف اوّلين علمى كه وارد كربلاء گشت علم همين مخذول بود كه با شش هزار مرد جنگى وارد اين سرزمين شده و در كنار فرات سراپرده برپا كردند .
آوردهاند كه چون ابن سعد با لشگر وارد كربلاء شدند حرّ بن يزيد رياحى كه قبلا و پيش از آنكه ابن سعد بيايد در كربلاء بود و اساسا او امام عليه السّلام و اردوى آن حضرت را در اين سرزمين خشك لميزرع پياده كرده بود بخود آمد و نزد خويش بينديشيد و گفت : البتّه اين سپاه به حرب خامس آل عبا آمدهاند و عرصه برآن حضرت تنگ خواهد شد و سبب من شدهام لذا از كرده خود منفعل و شرمسار گرديد و پيوسته خويش را ملامت و مذمّت مىكرد كه اين چه كارى بود من كردم و سر راه برعزيز فاطمه سلام اللّه عليها گرفته و خود و اهل بيت و اصحابش را دچار دشمنان نمودم لذا براى معلوم كردن حال و اينكه آيا لشگر وارد شده با امام عليه السّلام محاربه خواهند كرد يا نه با دلى افسرده و قلبى حزين و مضطرب برخاست و روى به سراپرده ابن سعد آورد چون وارد شد براو سلام كرد .
عمر جوابش را داد و از آمدن وى اظهار شادمانى و خوشحالى كرد و اندكى بعد فرمان سپهسالار خود را بيرون آورد و نشان حرّ داد و افتخار نمود .
حرّ كه عمر سعد را مستعد براى جنگ و حرب ديد ملولتر شده و برپژمردگى و افسردگيش افزوده شد ولى هيچ نگفت و خود را حفظ كرد و منتظر شد كه كار به كجا مىانجامد .
مرحوم مفيد در ارشاد فرموده : چون ابن سعد ستمپيشه در زمين كربلاء آرام